بازیِ نسیم و نور و چنار

خرید بک لینک
این رواق و اون رواق. این صحن و اون صحن. این چلچراغ، اون چلچراغ. از این فرش به اون فرش. از این حیاط به اون حیاط. پر زدن کبوترها. دویدن بچهها. قربون صدقه رفتن خادمها. و چهرههای آشنایی که لحظه به لحظه در چهره زوار برایت ظهور مییابند. حتما امام رئو بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:21

میدانستم قرار هست بچهها را به پارک بانوان ببرند. روز قبلش کتابانۀ پارکبودم. لابهلای درختهای سبزِ سبز. از کار خسته شده بودم و شروع کرده بودم خیالکردن و خیال کردن. خیالاتم شوخی شوخی خودشان را پرت کرده بودند روی کاغذ و خودکاررنگیها و باغچه بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:21

1-دخترها زنگ اول امتحان اجتماعی داشتند و مراقب بودم. یکیشان روی ساق پایش را با خودکار نوشته بود. پای دیگرش را برای پای نوشته با زاویهای ستون کرده بود و شلوارش بالا رفته بود تا دختر کناریاش نوشتهها را ببیند و بنویسد. رفتم جلو و فقط پرسیدم: «ا بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:22

در شهرهایی سیل آمده و خانه خراب شدهایم. صبح مامان با چشمانی پر از اشک از تصویر پسربچۀ دوچرخهسوار در سیل گفت. فقط خدا خدا میکردم برنامههای خبری دیگر این تصویر را پخش نکنند. شب که برگشتم خانه، دوباره این تصویر را در خبرها روی صفحۀ تلویزیون دیدم بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 230 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:22

مراقب شمعدانیهایت باش

اردیبهشت

ماه عاشقیهای بیملاحظه است...


-مجتبی تقوی-

بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:22

بیست دقیقه مانده بود به زنگ و بحث کلاسم تقریبا جمع شده بود. باران پلاستیک میوهاش را برای زنگ تفریح از کیفش درآورده بود؛ گوجهسبز. پلاستیک را روی میزش گذاشته بود و با گوجهسبزها بازی بازی میکرد. قیمت عجیب و غریب گوجهسبز آن روزها کامنت به کامن بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:22

در مدرسه جلسۀ با اولیا داشتیم. من در تیم دخترها بودم. قرار بود ازشان کلی تعریف کنم پیش مامان و باباهایشان. همینطور قرار بود دربارۀ بعضی چیزها با مامان و باباهاشون حرف بزنم. دربارۀ یک چیزهایی هم باید حواسم میبود که اصلا حرف نزنم. یک راز بین من و دخت بازیِ نسیم و نور و چنار...

ما را در سایت بازیِ نسیم و نور و چنار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:22

صفحه بندی